أبو مخنف الأزدي ( مترجم : جواد سليمانى )
25
مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي )
جدايى است خدا بينتان را اصلاح كند . « 1 » آنها در اين رابطه هيچ پاسخى به حضرت عليه السّلام ندادند . وليد خبر مرگ معاويه را داد [ حسين عليه السّلام ] فرمود : انا لله و انّا اليه راجعون . . . [ بعد ادامه داد تا به اينجا رسيد ] امّا اينكه از من خواستى بيعت كنم ، [ بايد بگويم شخصى مثل من پنهانى بيعت نمىكند و گمان نمىكند شما هم بدون اينكه بيعتم را بطور علنى در انظار عمومى به نمايش بگذارى به بيعت سرّى و پنهانى من راضى شوى ؟ وليد گفت : بله [ همينطور است ] [ حضرت ] فرمود : پس هر وقت مردم را به بيعت دعوت كردى ما را هم به همراه آنها بخوان تا كار به يكباره صورت گيرد . [ وليد ] دوست داشت [ مسألهاش با حسين عليه السّلام ] به خير بگذرد ، لذا به [ امام عليه السّلام ] گفت : [ خوب ] خدا به همراهت برگرد تا اينكه همراه مردم نزدمان بيايى . مروان به وليد گفت : به و اللّه قسم اگر او الآن از تو جدا شود ، نه ديگر بيعت مىكند و نه هرگز قادر خواهى بود به او دست پيدا كنى مگر اينكه طرفين تلفات فراوانى را متحمل شويد . اين مرد را حبس كن ، مگذار از نزد تو بيرون برود ، يا از او بيعت بگير و يا گردنش را بزن ، سخن كه به اينجا رسيد حسين عليه السّلام به [ مروان ] حمله برد و فرمود ! يا بن الزرقاء [ اى پسر زرقاء ، زرقاء نام مادر مروان بود كه در جاهليت از زنان روسپى نشاندار به حساب مىآمد ] تو مرا مىكشى يا او ؟ دروغ گفتى و الله معصيت كردى ، سپس از [ دار الاماره ] خارج شد و با أصحابش به خانه رفت . « 2 »
--> ( 1 ) گويا بين وليد و مروان اختلاف و جدايى بود و وقتى خبر مرگ معاويه به وليد رسيد براى مشورت و برنامهريزى مجدداً با مروان رابطه برقرار كرده بود از اين رو امام حسين عليه السّلام وقتى آن دو را با هم ديد فرمود خدا بين شما اصلاح كند . ( 2 ) تاريخ طبرى ، 5 : 339 و 340 ، ادامهء خبر أبى مخنف و رك : تذكرة الخواص ، 236 ، با كمى تغيير و رك : شيخ مفيد ، الارشاد ، تحقيق مؤسسه آل البيت ، قم ، المؤتمر العالمى لألفية الشيخ المفيد ، 1413 ق ، ج 2 : ص 33 ، با كمى تغيير .